Connection

قدیما تا جایی که من یادم میاد، اون زمانهایی که فیسبوک بین مردم جاافتاده بود و بحث هر جمع و مکانی سر این بود که کی چندتا "فرند" داره؟ یا اینکه فلانی رفته تو لیست فرندهای "فلان دختره"، پس حتما آدم خفنیه و اینها؛ اون زمان خبری از فیلترینگ(یا بهتره بگم قطعینگ) به این صورتی که امروز شاهدش هستیم نبود. اما یادمه فیسبوک از قبل اینکه من واردش بشم رفته بود تو فیلترینگ و من بچه‌سال هم از اونجایی که نمیتونستم واردش بشم و برم و به دوستای هم محله‌ایم درخواست "فرند شدن" بدم، پس پرس‌وجو کردم و فهمیدم یسریا میگن که میشه با نرم‌افزاری به اسم سایفون دوباره رفت تو فیسبوک...

خوشحال شدم، رفتم یذره تو مارکت‌پلیس‌ها رو گشتم و بالاخره این Psiphon رو گرفتم. بعد از نصب سایفون وارد فیسبوک شدم و تو اون سن و سال کم، فکر کنم 11 یا 12 سالم بود، با دنیای عجیب و جالب سوشال‌نتورک آشنا شدم. بگذریم، چندصباحی با همون سایفون به فیسبوک و توییتر و ال و بل که الکی رفته بودن تو فیلتر وصل میشدیم و خوش بودیم از اینکه جایی هست تا عکس و محتوای متنی ببینیم و ایجاد کنیم و با دوستامون در تعامل باشیم. سایفون ما رو فقط اندازه یه دکمه بیشتر از فیسبوک دور کرده بود.

مدتی گذشت، شاید حدود 4سال بعد بود، فیسبوک کمرنگتر شده بود و جای اون مسنجرهایی مثل: لاین، کیک، وایبر، ویچت و... اومده بودن که ما هم همسو و همراه با سیل کاربران به اون پلتفرمهای جدید کوچ کرده بودیم. یکم که داشتیم به اونجا عادت میکردیم، به خودمون اومدیم و دیدیم که زدن و برخی از اونارم فیلتر کردن! و این بن‌بست‌ها دیگه با اون نسخه قبلی سایفون باز نمیشد که! باید میرفتیم یه‌سری دربازکن جدید مثل لنترن میگرفتیم که کار کردن باهاش یکم سختتر از سایفون، ولی رابط کاربریش بهتر از اون بود. مثلا تو اینجا باید قبل از زدن دکمه اتصال، سرور یا آی‌پی کشوری که میخواستی باهاش وصل شی رو انتخاب میکردی که خب ما هم رو هرکدوم که وصل میشد میزدیم. این دربازکنهای جدید که سیستمشون هم بروز بود بین ما و پلتفرم‌های اجتماعی و دوستانمون اندازه دویا سه دکمه فاصله ایجاد کرده بودن.

باز یکم دیگه هم گذشت، اینبار با بسته شدن بساط وایبر و روی کار اومدن تلگرام(فکر کنم سال 2015 یا 2016 بود)، مردمی که از دور زدن محدودیتهای اینترنت و همینطور رابط کاربری کهنه و خسته‌کننده وایبر کلافه شده بودن همگی کوچ کردن به سمت تلگرام. تو همین سالها بود که نسخه‌های میانی اینستاگرام هم کم کم بین کاربران ایرانی رایج شد و دوره‌ای بود که یکسریا تازه داشتن از هم "آدرس اینیستاگِرام" هم رو میگرفتن. یادم میاد اون زمان هم بحث این وجود داشت که کی از همه فالوورهای بیشتری داره و شاخ محسوب میشه!؟ با اینستاگرام و تلگرام جدید که هم اسماشون شبیه به هم بود و هم دسترسی بهشون وجود داشت مردم واقعا حال بهتری داشتن، میتونستن فعالیت مجازی داشته باشن و به هم بدون دردسر پیام بدن!!! تو این دوره البته بیشتر بلاگ‌نویسها و متخصصین شبکه داشتن تو توییتری که بین مردم عادی زیاد مطرح نبود، حرص و جوش فیلترینگ شبکه‌ها و پلتفرمهای مختلف رو میخوردن و همش سعی در اطلاع‌رسانی به بقیه در مورد عواقب این محدودیت‌ها داشتن. 

باز یکم دیگه گذشت، فکر کنم سال 2017 یا همین حدودا بود که بعد از یکسری جریانات و بخاطر یکی دوتا کانال تلگرامی خبری، دوتا شبکه محبوب تلگرام و اینستاگرام هم رفتن زیر تیغ فیلتر و محدودیت. اینبار حتی دربازکنهای لنترن و سایفون پرو هم برای آزاد شدن دسترسی کارساز نبودن. و شما باید نسخه‌های پولی دربازکن‌های بخصوص گوگل‌پلی رو میخریدی تا بتونی از اینا استفاده کنی. هرچند من خودم به شخصه یسری دربازکن‌های مفتکی استفاده میکردم و سرعتشون هم اوکی بود. خلاصه، تا اینجای داستان میشد بگی تقریبا هیچ پلتفرمی باقی نمونده که اینا نبسته باشنش و یجورایی نصب دربازکن روی گوشی دیگه اجباری شده بود، چون برای استفاده از هر شبکه اجتماعی بهشون نیاز داشتی.

 

بازم گذشت؛ رسیدیم سال 98! و دیگه از اتفاقای تلخ اون سال نگم که شروع بستن کامل اینترنت بود؛ محدودیت که هیچ! بعد از اون قطعی هم وقتی دوباره اینترنت برگشت منِ دانشجوی چوس‌ترم متوجه شدم نه‌تنها تلگرامم که از قبل فیلتر بوده همچنان هم فیلتره، بلکه مارکت‌پِلیسهای نرم‌افزار اندروید مثل گوگل‌پلی‌استور هم فیلتر شده!(من اینطوری یادم میاد). اینستا و فیسبوک و توییتر هم که خدا رحمت کنه؛ از قبل رفته بودن. اینبار نه تنها برای استفاده از پیامرسان و شبکه‌های اجتماعی، بلکه برای دانلود ابزارها و دریافت بروزرسانی‌های نرم‌افزارهای موبایل و همینطور سیستم‌عامل گوشیامون هم باید از دربازکن‌های پیشرفته و قوی استفاده میکردیم...

 

مدت کوتاهی گذشت تا اینکه همه‌گیری کووید شروع شد و کل جهان به‌یکباره رفتن تو قرنطینه و هرکی شروع کرد واسه خودش نون پختن و فیلم دیدن و شست‌وشوی درز و دورز خونه و ماشین و هرجای دیگه‌ای... تو این مدت قرنطینه اما وضعیت محدویدت‌های موجود در این شبکه‌ها بهتر که نشد هیچ، بدتر هم شد. فکر کنم از همین دوره بود که شبکه توییتر که قدمتی تقریبا به اندازه فیسبوک داره تاازه تازه بین مردم ایران جا افتاد و یکدفعه کامیونیتی کاربرای فارسی‌زبانش خیلی گسترده شد. آره تو دوره کرونا بود. بعد از گذشت تقریبا دوسال و خرده‌ای از قرنطینه و همه‌گیری کرونا و شروع واکسیناسیون و کم کم ریشه‌کن شدن اون بلای چینی؛ مردم دوباره سرکار و کلاس درس و محیط جامعه حاضر شدن، اما همچنان با شبکه‌ای که تا خرخره محدود شده و راهکارش همون دربازکن‌های جاافتاده و کارراه‌اندازه دست‌و‌پنجه میزدن. 

 

سال 401 شد، شهریور و شروع یکسری اتفاقات تلخ دیگه که بهونه قطع سراسری اینترنت برای بار دوم بود؛ البته اون اتفاقا نبود که باعثش شد، هممون میدونیم که دکمه اینترنت دست کیاست. بگذریم. بعد از اون قطع سراسری اینترنت و گذشت چندماه از اتفاقات اون تاریخ، اینبار که دوباره اینترنت وصل شد(وصل که چه عرض کنم، فقط سر شلنگ رو شل‌تر گرفتن که یذره دیتا بیاد بیرون و بره)، دیگه حتی هیچکدوم از اون دربازکن‌های خوب قبلی هم کار نمیکردن و از اینجا به بعد باید کمی فنی‌تر با محدودیت‌های جدید سرشاخ میشدیم. اینطوری که بجای زدن یک یا دوتا دکمه و اتصال به اینترنت و منابع مورد نیاز، باید یکسری کد json از دربازکن‌فروش یا کانال‌های صلواتی دریافت میکردیم، اینارو میبردیم توی یک کلاینت بخصوص، اونجا قرار میدادیم، پورت و رمز و... واسش تعریف میکردیم تا بالاخره بعد از گذشت چند مرحله بتونیم از اینترنت بی‌کیفیت و کم‌سرعتی که سالهاست به‌رومون بسته شده بهره ببریم. این اتفاق و این شیوه‌ جدید اتصال مارو از فیسبوک به اندازه 6 یا 7 مرحله دورتر کرد! 

این وسطا و تو جنگ 12 روزه هم اندازه همون 12 روز دوباره اینترنت بصورت کامل قطع شد البته...

لیکن از اون سال وتا دیماه سال گذشته، و اون شب‌‌های تاریک و خونبار، ما عادت کرده بودیم تا به همون روش نیمه‌فنی جدید خودمون رو به دوستان، آشنایان، خانواده، فرندها، فالوورها، چت‌ها، منابع علمی، سرگرمی، فیلم و سریال و... که همه دنیا با یک نگاه میتونن ازشون بهره بگیرن، وصل کنیم. ولی از بد روزگار و نامردی یه عده، اینترنت تو اون تاریخ تیره دوباره به مدت 3 هفته بطور کاامل کامل بسته شد!!

البته دوباره تو بهمن‌ماه بود که دسترسی(با همون شیوه سخت) برای مدت کوتاهی برقرار شد. ولی از شروع این جنگ 39 روزه، اینترنت برای بار 5امه که بصورت کامل قطع میشه و الان ما در روز 61ام قطع کامل اینترنت به‌سر می‌بریم. حالا و بعد گذشت 61 روز، متوجه شدم که اگه بخوام دوباره به فیسبوک، توییتر یا اینستاگرامم سر بزنم، هیچکدوم از اون روشهای قبلی جواب نمیده.

یا باید از خود گردانندگان اینترنت باشم و سیم سفید دستم بگیرم، یا باید برم و با احراز(چه هویتی؟) تو طرح مسخره اینترنت پرو شرکت کنم و با صرف هزینه گزاف وصل بشم، یا باید خودم رو به یک متخصص خبره شبکه و امنیت سایبری تبدیل کنم، که با امکانات و دسترسی‌های موجود فعلی نمیشه؛ یا هم اینکه باید بیام اینجا و داستانم رو برای شما بنویسم و مختون رو لگدمال کنم با این طرز نوشتنم... و نگاه کنم به سِیری که توی این سالها طی شده، از زدن یک دکمه و ورود بی‌دردسر به فیسبوک، تا رو آوردن به نگارش کدهای مختلف و ایجاد درگاه در شبکه و راه‌اندازی سرور شخصی و http و ال و بل و هزاران ساعت کدنویسی و دور زدن انواع درب ضدنفوذ.. فقط برای اینکه بتونیم با "فرندهامون" حرف بزنیم و اخبار و مطالب موجود تو شبکه بین‌المللی رو دنبال کنیم.

 

9 اردی‌بهشت 1405.

 

Team up.

من هیچ تجربه‌ای تو زمینه برنامه‌نویسی، بویژه زبان php ندارم. کار اصلی خودم طراحی گرافیک و هویت‌بصریه.

اما مدتی قبل تصمیم گرفتم واسه تمرین هم که شده با php و ابزارهایی مثل xampp یک وبسایت شبکه اجتماعی میکروبلاگینگ مثل فیسبوک، توییتر یا تردز ایجاد کنم که هم تمرینی واسه خودم باشه، و هم اگر بشه بعد از تکمیلش به یک دامنه و سرور متصل کنم و در نهایت جایی منتشر کنم. البته بعد از استارت این حرکت یکی از دوستان عزیزم اعلام کرد که با من همراه میشه و خب الان دو نفر شدیم.

به همین سبب تصمیم گرفتم از دوستانی که علاقه دارن تا توی این حرکت همراه من و دوستم بشن دعوت کنم تا بتونیم تو این مسیر به هم کمک کنیم(مسلما من بیشتر از همه به کمک نیاز خواهم داشت)، و هم یه وبسایت کاربردی بیاریم بالا.

edit explore dashboard