Calendar

یک فکت راجع به خودم بگم. من حقیقتا کار با تقویم رو بلد نیستم. نه به این معنا که نمیدونم تاریخ و تقویم چیه ها! بلکه به این معنا که با تقویم‌های هوشمند موجود روی تلفن‌های هوشمند و کامپیوتر و سایر دیوایس‌ها مثل: گوگل کلندر، آوت‌لوک، نوشن و... نمیتونم درست کار کنم. یعنی اصلا انگار کامل درکشون نکردم؛ نحوه ایجاد ایونت‌ها رو بلدم و میدونم هرکدوم از ابزارها و قابلیت‌های هرکدوم کجای نرم‌افزار قرار دارن، اما واقعا درکشون نمیکنم و این درک نشدن از طرف من باعث شده تا نتونم با این ابزارها اونطوری که باید ارتباط بگیرم و ازشون به‌درستی استفاده کنم. 

Catalogue

انقدر این پروژه کاتالوگ طول کشید که به دوتا جنگ خورد. تهشم بعد از آتش بس هاردمون سوخت و کل دیتاهای مورد استفاده تو طراحی کار از دست رفت و الان باز برگشتیم سر خونه اول. دوباره باید شروع به چیدمان همه محتوا توی صفحات کنیم و از اول ترتیب صفحات رو بذاریم و بریم جلو. تازه چندتا بخش جدید هم قراره باز به اینا اضافه بشه. اصلا عالی.  

How Interesting!

الان حدود یک هفته‌ست اینترنت مثل دوره جنگ قطع نیست، ولی از لحاظ کیفیت و سرعت درهمون حد قطعه. یعنی یه فایل 4 مگابایتی رو حدود 4 ساعت طول کشید تا بتونم از تلگرام دانلود کنم. فقط 4 مگابایت!!

Being Iranian

دارم به وضعیتی که دچارش هستیم نگاه میکنم. اقتصاد فروپاشیده، تورم وحشتناک و قیمت‌های نجومی و اقلام و کالاهایی که خریدشون داره تبدیل به آرزو و رویا میشه. مواد غذایی گرون و بی‌کیفیت، خرید کالابرگی از فروشگاه‌های زنجیره‌ای(اونم فقط کالاهای اساسی زندگی مثل گوشت و تخم‌مرغ)... فروشگاه‌های پوشاک و مد همه خالی از خریدار، موبایل و کامپیوتر و... هم که کلا تو خواب باید ببینیم.

از اونطرف شرایط نه جنگ نه صلح دهنمونو صاف کرده. جو حاکم بر همه شهرها امنیتی و ایست‌ها و گشت‌های بازرسی راه به راه برقررارن و دنبال زیربغل مار میگردن تو صندوق ماشین من. 

وارد 73امین روز قطع سراسری اینترنت شدیم و شاهد هیچ حرکتی از سوی هیچ فرد یا نهادی در جهت تلاش برای برقراری دوباره دسترسی مردم به اینترنت نیستیم و انگار کل دنیا فراموش کرده که کشوری به نام ایران و مردمانی که ایرانی خوانده میشن وجود داره. انگار این خفقان و ساکت کردن اجباری مردم ایران نه تنها براشون بی‌اهمیت نیست، بلکه به‌نفعشون هم هست. وگرنه این مدل سکوت اختیار کردن و هیچ‌کاری نکردن در قبال این سانسور و قطع وحشتناک خیلی نوبره.

کاری ندارم. داشتم در کل به این چندتا فاکتور که امروزه دلایل اصلی احساس فلاکت و سردرگمی مردم هست نگاه می‌کردم و همزمان فاکتورها و علل متعدد دیگری هم تو ذهنم میومد که همشون باعث ایجاد حس سرخوردگی و عدم ارزشمندی در مردم میشه. از همین دلایلی که گفتم بگیرید تا چیزای دیگه...

نمیخوام و نمیتونم درست و کامل‌تر از این بنویسم. ولی حس میکنم به عنوان یک ایرانی هیچ ارزش و ارجی در جهان ندارم و ای‌کاش من هم همزمان و همراه با دوستانم برای داشتن یک زندگی آبرومندانه و شریف‌تر مهاجرت میکردم. هرچند تا جایی که متوجه شدم اون عزیزان دور از وطن هم احساس ارزشمندی نمیکنن و مثل ماهایی که در این جغرافیا گرفتار شدیم درگیر هزار استرس، ناراحتی و نگرانی هستند که باعث میشه مثل ما حس خوبی به روزگار و جهان نداشته باشن..

این خیلی ناراحت‌کننده و دلسردکننده‌ست. درسته، اما باید امیدوار بود. بالاخره یه روزی تایم خوشی و سرافرازی ما هم میرسه.

3 weeks with Blogix

چقدر عجیب! من تو این مدت که تو بلاگیکس می‌نویسم، تا الان انگار گذر زمان از دستم در رفته بود، و فکر میکردم بیشتر از یک ماهه که اینجام. درحالی که امروز وقتی بعد از عبور از 4مرحله غیرضروری و چرند تونستم بالاخره به پروفایل شخصیم سر بزنم، متوجه شدم تازه 3 هفته شده که بلاگیکس رو دارم و توش بلاگ‌نویسی میکنم! چقدر عجیب پسر..

Water pipe

دیروز پیامک دادن که به‌علت تعمیرات در خطوط لوله آب شهر ممکنه فشار آب برخی مناطق کاهش داشته باشه، و از صبوری و همکاری شما همشهریان محترم سپاسگزاریم و یه همچین چیزی... دیروز حالا یذره افت فشار رو شاهد بودیم، اما امروز عملا آب قطع شده و حتی دست‌به‌آب هم نمیشه رفت انقدر که فشار آب پایینه! این لامصبم دیگه مثل اینترنت نیست که بابت هرگیگ یه پول زوری بدی تا دسترسیت اوکی بشه. فقط باید صبر کنیم تا وضعیتش برگرده به حالت قبل که بتونیم به امورات روزمره‌مون برسیم... 

Why?

آقا باگ‌های بلاگیکس چرا تمومی نداره؟

من متن پست قبلی رو از نوت گوشیم کپی+پیست کردم اینجا و میبینم که انگار سایز فونتش فرق داره با بقیه پست‌هام! 

تازه موقع پیست کردن تو قسمت ایجاد پست‌ هم کلی دردسر داره و نمیشه متن رو به همون تمیزی که از جای دیگه کپی کردی اونجا بندازی...

Price tag!

پا شدم الان کار رو شروع کنم. گفتم بذار همزمان از سوپرمارکت اسنپ 4تا قلم خوراکی واسه صبحانه بگیرم که تا اونا میرسه خودمم بخشی از کار رو جلو ببرم. مجموعا دوتا قالب کره، یه شیر(کیسه‌ای)، یک دبه ماست کوچولو، یدونه خامه صبحانه و یک غلات صبحانه چی‌پف تو سبدم اضافه کردم؛ مجموع فاکتورش شد 471هزار تومن!!! 

تازه هنوز اثرات جنگ و محاصره وارد فاکتورهای مردم نشده! جدی خیلی پشم‌ریزونه! 

edit explore dashboard