Hell No!!!

مثل اینکه خرید تبلت کنسله! این لاشیای بدردنخور انقدر حسابمو تسویه نکردن تا تبلتی که قرار بود بخرم 20 میلیون تومن گرونتر شد، و عملا دیگه پلن خریدش رو گذاشتم کنار...

همینطوری هربار دارن جاکش میکنن ما رو با این مدل تسویه حسابا و پول دادنا(با یک ماه، دوماه تاخیر در پرداخت)، اونوقت به تحویل کار که میرسه انتظار دارن کار یک هفته‌ای رو تو دو روز تحویل بدم.

Microsoft Edge

به احتمال زیاد نود درصد از عزیزانی که این رو میخونن نظر دیگری خواهند داشت، ولی از نظر من مرورگر مایکروسافت ادج برای ویندوز به مراتب جالبتر و سیستم‌فرندلی‌تر از گوگل کروم هست. یه‌جورایی میتونم با سافاری مک‌او‌اس مقایسه‌اش کنم. هم روان‌تره، هم رابط کاربری خوبی داره و هم حافظه و رم خیلی کمتری اشغال میکنه.

Back Again!

درود! من دوباره برگشتم به بلاگیکس، بعد از حدود یک ماه و نیم دوری!! این وسط مسطا کلی اتفاقای جالب و عجیب برام افتاد که مجالی باشه حتما براتون مینویسم.

 

A Month with You!

خوشحال و مفتخرم که اعلام کنم امروز یک ماه از ورود من به بلاگیکس و حضور در میان شما بلاگ‌نویسان محترم و عزیز میگذره. توی این یک‌ماه مطالب فراوان و مفیدی از بلاگ‌هاتون خوندم و همچنین مطالب به‌نسبت زیادی هم با شما به‌اشتراک گذاشتم. 

امیدوارم در ادامه مسیر، همچنان که ما کاربران بلاگیکس مینویسیم و میخونیم، تیم توسعه و پشتیبانی هم در صدد پیدا کردن ایرادات فنی و ظاهری برنامه و برطرف کردن اونها باشن تا فضای اینجا روز به‌روز بهتر و فعال‌تر بشه. 

Weird

از یک سال پیش که این میز کامپیوتر رو گرفتم کیبوردم رو روی سح اصلی میز و بالاتر از تراز دسته صندلی و مچ دستام گذاشته بودم، و به اون مدل تایپ کردن و کار با ماوس و کیبورد عادت داشتم. امروز تصمیم گرفتم این جاکیبورد کشویی میز رو نصب کنم و کیبورد رو داخل اون قرار بدم. الان با اینکه سطحش استاندارد و اصولی شده، اما تایپ کردن و استفاده ازش برام غیرعادی و عجیبه. از اونجایی که دکمه‌ها پایین‌تر رفتن، مجبورم تا زمانی که بهش عادت می‌کنم موقع تایپ دوباره مثل نوب‌ها به صفحه کلیدها نگاه کنم که تایپم غلط نشه..

Life could be a dream

حقیقتا زیباست! 

نشستم رو نیمکت تو پارک، دوچرخه رو تکیه دادم به جدول کنار باغچه، یه پدر با پسر بچه‌اش دارن با گوشی بازی میکنن و نوبتی مراحل رو رد میکنن، اونطرف یه دختربچه که یه گل زرد از باغچه برداشته و زده تو موهاش داره دنبال یه پروانه سفید کوچولو میدوعه، ۶تا پیرمرد با واکر و عصا و صندلی دورهم یجا جمع شدن و حرف میزنن، مردی که از پشت سرم رد میشه داره از نون سنگک تازه و داغی که تو دستشه میخوره و قدم میزنه، یه خانمی اونطرف رو نیمکت نشسته داره به آرایشش رسیدگی میکنه...

جریان داره‌ها! خیلی سنگینه، اما به‌شکل عجیبی هنوز یسری جزئیات جالب و قشنگش حفظ شده و هرروز تکرار میشه.

Battery 20%

آقا بنا به دلایلی مجبور شدم سر ظهر از خونه بیام بیرون. چرخ رو برداشتم که بیام سمت قهوه‌فروشی که این یکی دوساعت رو اینجا سر کنم و باز دوباره برگردم خونه.

حالا که دارم این پست رو می‌نویسم اما می‌بینم که گوشیم کلا ۲۰درصد شارژ داره و اگه دیتا رو روشن بذارم خیلی زود باتریش ته میکشه و میمونم بی‌گوشی وسط خیابون.

امیدوارم عمو تو مغازه شارژر داشته باشه، برای مدتی که اونجا مزاحمش میشم بتونم ازش قرض بگیرم و باهاش گوشیمو شارژ کنم یه‌ذره.

 

63 days!

وارد هفته دهم و روز ۶۳ قطع دسترسی به اینترنت شدیم.

دیگه حتی جغد دولینگو رو صفحه گوشی هم حوصله و انرژی شمارش روزهای دوری رو نداره. 

What happend?

دیروز صبح پاشدم بیام به بلاگم سر بزنم دیدم باز نمیشه. پیش خودم گفتم لابد بلاگیکس رو هم بستن و این دلخوشی کوچیک ساده هم از دست دادیم..

اما خداروشکر امروز دوباره دسترسی برگشت و باز پیش شماام تا بلاگ‌هاتون رو بخونم و با نوشته‌های خودمم سرتونو درد بیارم.

First cycling route of the season

خب! امروز هوا آفتابیه، با ابرهای قلمبه قلمبه سفید و بزرگ؛ و از اونجایی که عزم داشتم دوچرخه رو دربیارم و برم رکاب‌زنی پس این‌کار رو کردم. و تو همین روز اول از سال جدید که سوار دوچرخه میشم دارم تمام رکوردهای قبلی خودم رو جابجا میکنم. تا این‌لحظه که این پست رو می‌نویسم یچیزی حدود ۱۲ کیلومتر رو رکاب زدم و تا شب برنامه رکاب‌زنی ادامه داره. 
حالا موندم با این بسته‌ای که وسط راه دارم تحویل میگیرم چطوری تا آخر شب سر کنم و برگردم خونه! 🚴🌞

Thu 30 April

خب، امروز هم دیر از خواب پاشدم. البته پنج‌شنبه‌ست و نیازی به سخت گرفتن نیست.

هوای امروز فعلا آفتابیه، با وجود چندتا ابر تو آسمون هم قیافه شهر خیلی قشنگ شده. قصد دارم اگر هوا آفتابی بمونه برم دوچرخه‌سواری؛ آخه از ۳ روز قبل که چرخم رو از انباری آوردم که بهش برسم و سوارش بشم بارون‌های سیل‌آسا شروع شد و از اونموقع تا الان نتونستم باهاش برم بیرون. 😂🚴

Summer ☀️

هیچی؛ فقط خواستم به این اشاره کنم که ۵۴ روز تا تابستون مونده. 🌞⛱️🍉

 

Today

امروز، روز خیلی زیاد خفنی نبود حقیقتا. اول از همه که خیلی دیر از خواب بیدار شدم، دوم خیلی هم دیر صبحانه رو خوردم(طرفای ساعت 1 ظهر بود!!)، سوم، هوا با اینکه بارونی و خیلی دلچسب بود، اما خب از اونجایی که قرار بود امروز رو برم دوچرخه‌سواری یکم تو ذوقم خورد. 

تا عصر تقریبا مشغول به انجام هیچ بودم و یجوریایی به بطالت گذروندم. عصر اما رفتم بیرون، یه قهوه گرفتم، دوساعتی پیش دوستم بودم و موزیک گوش دادیم. بعد از اون رفتم یه کافه دیگه، تنهایی نشستم یه چای و کیک سفارش دادم و بعد ساعت 10 شب بود که ماشین گرفتم و برگشتم خونه پشت سیستم.

ناگفته نماند در این چندساعت البته همش تو بلاگیکس بودم و پستهای مردم رو میخوندم و همزمان درحال ور رفتن با کدهای قالبم بودم تا باگ‌هایی که داده رو برطرف کنم. اما خب تهش نشد و برگشتم به همین نسخه فعلی.

خلاصه که امیدوارم فردا روز خفنی باشه. 

Update

۳تا دکمه جدید به قالب فعلیم، که در اصل قالب ماهور و ساخته گروه آرماکد هست، اضافه کردم برای دسترسی راحتتر به بخش‌های مختلف بلاگیکس.

Christmas Poster

خب؛ نوشته بودم که قصد دارم نمونه‌کارهای طراحی خودم رو اینجا و با شما بلاگیکسی‌ها هم به‌اشتراک بذارم. پس اول از مجموعه پوستر ۳تایی که به مناسبت کریسمس ۲۰۲۵ طراحی کردم شروع میکنم. این مجموعه رو زمانی که اینترنت باز بود توی صفحه اینستاگرامم هم گذاشته بودم.

صفر تا صد طراحی شده در Adobe Illustrator. 

Virgool io?

داشتم بلاگی میخوندم در مورد سرویس‌دهنده‌های بلاگ ایرانی و خارجی. توی لیستی که از این سرویس‌ها گذاشته بودند چشمم به ویرگول افتاد!(بله برای منی که تو عمرم بلاگ نداشتم خب جدیده) رفتم به وبسایتشون سر زدم، دیدم درست چیزی که بلاگیکس کم داره رو اونا اونجا از چندین‌سال قبل پیاده کردن. یک رابط کاربری سریع و راحت برای نوشتن انواع مقاله، بلاگ، توییت و... با دسترسی‌های آسان و فضای آشنا برای مخاطبان و کاربران. 

پیشنهاد میشه بلاگیکس هم همون فضا و رابط کاربری رو برای نویسنده‌های خودش ایجاد کنه، اینطوری شانس جا افتادن این بستر بین کاربرای جدید و مطرح‌تر شدنش در مارکت‌پلیس‌ها هم بیشتر میشه.

از شانس بلاگیکس، نسخه اندروید و آی‌او‌اس ویرگول چند وقتی هست که دیگه توسعه داده نمیشه و در دسترس نیست، و این خودش تبدیل به نقطه ضعفی برای اون پلتفرم شده. پس دوستان بلاگیکسی؛ از نظر من کمی بجنبید و از رو دست اونا چارتا کپی خوب بزنید تا توی رقابت باهاشون عقب نیافتید.

پ.ن: بله، کپی‌برداری عادلانه و درست و با رعایت حق کپی‌رایت خودش کار سخت و ظریفیه و به‌لحاظ اخلاقی میتونه مشکلی نداشته باشه.

WOW!

بعد از یک هفته حضور در بلاگیکس و فعالیت در جمع شما عزیزان، باید بگم که اینجا کامیونیتی بشدت بااستعداد، فعال، باانگیزه و خفنی داره! تا الان افتخار گفتگو و آشنایی با چندنفر از دوستان بلاگیکس رو داشتم که یکی از یکی خفن‌تر و باحال‌تر بودن. بدجور دارم به اینجا عادت میکنم و بنظرم بلاگیکس کم کم تبدیل میشه به یکی از پلتفرمهای اصلی فعالیتم. اگر حوصله باشه میخوام از فردا چندتا نمونه کارهای خودمم اینجا پست کنم.

Help

از دوستان اینجا کسی php کار میکنه؟

دارم دست پا شکسته تاتی تاتی یه قدم خیلی بزرگ برمیدارم(البته واسه من خیلی بزرگ حساب میشه)، و در یک قسمت کار خیلی گیر عجیبی کردم که نمیدونم چطور میشه ازش عبور کرد. نیاز به کمک یک دیباگر دارم تا بهم بگه چه غلطی کردم که کار ایراد پیدا کرده.

Music is needed!!!

دوستان عزیز و گرامی، تو این روزها که اسپاتیفای و ساندکلاود و بقیه پلتفرمهای استریم موزیک قطعه، شما به‌غیر از ملودیفای و موزیلون از کدوم پلتفرم واسه گوش دادن به موزیک استفاده میکنید؟ 

کدومشون بزرگترین آرشیو(بدون حذف و سانسور) داره؟

صفحه بعد arrow_back
edit explore dashboard